پفک هندی خوردم و حال ناخوشی که از بچگی به وقت پفک هندی خوردن بهم دست میداد، سراغم آمد. یاد روزها و شبهای دور افتادم.برنامههای فردا را مینوشتم و همزمان به دقایق امروز فکر میکردم. یاد یک جمله افتادم و آرام شدم. جمله را آنجا نوشتم. اینجا هم مینویسمش. جمله که به سراغم آمد حال خوشی با خودش آورد.توی شاهنامه هم بیتهایی با این مضمون فراوان یافت میشود.و آن جمله ساده است. و آن جمله بسیار گفته و شنیده شده است. و آن جمله این است:«ترس به دلت راه نده!»
برچسب:
نویسنده: نیما رنجبر
تاريخ: جمعه
14 بهمن
1401 ساعت: 20:44